الاکلنگ بازی حرفه ای...
بعد از اتمام یک رقابت نفس گیر انتخاباتی خُزَعبل نوشتن خیلی می چسبد... راستش در تمام مدتی که مادرمان برای مسابقه تبلیغات می کرد دلش لک زده بود برای نوشتن همان خزعبلات همیشگی... ولی فرصتی پیش نمی آمد.... مطالب بد جوری روی هم تلنبار شده است و مادرمان قبل از عزیمت به مشهد قصد دارد یک کامپیوتر تکانی اساسی انجام دهد و تصاویر ما را به نت منتقل کند تا جایش امنِ امن باشد!!! به یاد داری که چندی پیش یک وِرژِن جدید از الاکلنگ بازی را در معیت اهرمی با نام پای بابا و یا دایی محسن مان اختراع کرده بودیم؟؟؟ حالا بعد از گذشت چند هفته از آن اختراع، دیگر کسی حال و حوصلۀ اهرم شدن را ندارد، آخر می دانی ما مدتی چپ و راست همه اش صندلی را می آوردیم ...








