علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

♥♔ شیرین کاریهای علیرضا ♥♔

هورا... هورا...

خدا را هزار مرتبه شکر که بالاخره این رقابت نفس گیر به پایان رسید و ما از امروز می توانیم مادرمان را ببینیم!! و اینجانب علیرضا خان نوری از بین 753 نی نی ناز، با مجموع 1216 رای و با سه رای اختلاف با نفر سوم در مکان چهارم قرار گرفتم. از تلاش و همراهی تمامی دوستان صمیمانه سپاسگزاریم. جایزۀ نقدی این مسابقه اهدایی به موسسۀ محک هست از طرف دوستان رای دهنده. قبول باشد دوستان عزیزم. به امید بهبودی همه کودکان مبتلا به سرطان فعلا خیلی شب است، فردا با پست "اندر حکایت جشنوارۀ تابستانی نی نی وبلاگ" به روزیم. _________________________________________________________________________ بد خواب نوشت: حالا که مادرمان از چند ...
19 مرداد 1392

عاشقان عیدتان مبارک....

ای خدا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و اى شایسته عفو و رحمت و اى شایسته تقوى و آمرزش به حق این روزى که آن را براى مسلمانان عید قرار دادی و براى محمد صلى الله علیه و آله ذخیره و شرف و فزونىِ مقام از تو می خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد و درآورى مرا در هر خیرى که  درآوردى در آن خیر محمد و آل محمد را و برونم آرى از هر بدى و شرى که برون آوردى از آن محمد و آل محمد را - که درودهاى تو بر او و بر ایشان باد - خدایا از تو می خواهم بهترین چیزى را که درخواست کردند از تو بندگان شایسته ات و پناه می برم به تو از آن چه پناه بردند از آن، بندگان شایسته ات ×&ti...
17 مرداد 1392

باز هم کمک کنید...

دوستان عزیزم سلام نتایج مسابقه "نی نی شکمو" به روز رسانی شد و این جانب با 204 رای اضافه شده نسبت به دور قبل و با  900 رای دقیق مانند دور قبل هم چنان در جایگاه پنجم قرار دارم. نکتۀ جالب توجه این که در حال حاضر اختلاف با نفر چهارم فقط 6 رای و با نفر سوم فقط 29 رای است. پس حتی یک رای شما دوستان عزیزم می تواند فوق العاده کارساز باشد. لطفا کمک های خود رو از ما دریغ نفرمایید. لینک نتایج تا اعلام نتایج نهایی فقط دو روز دیگر باقی ست. لطفا با آرا ارزشمند خود به ما کمک کنید. و این هم نتیجۀ تصویری: ...
16 مرداد 1392

میخوام برم امام رضا...

می دونی میخوام چیکار کنم؟ می دونی میخوام کجا برم؟ میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم دوستش دارم امامَمه، درِ خونه اش و در می زنم ***** بعضی شب ها تو خونمون بابام به مادرم میگه میخوام برم امام رضا به خدا دلم تنگه دیگه بابام میگه امام رضا مریض ها رو شفا میده دوای درد مردم و از طرف خدا میده می خوام برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم به لطف خدا هفتۀ آینده و در آستانۀ دو سالگی اینجانب عازم مشهد هستیم تا به شکرانۀ بودنمان در جمع خانواده، در جوار حضرتش تولد دو سالگی مان را جشن بگیریم. از هم اکنون برنامۀ سفرمان را اعلام...
15 مرداد 1392

کمک....کمک...

سلام دوستان نتایج جدید مسابقۀ نی نی شکمو امروز به روز رسانی شد. و با وجود تلاش زیادی که داشتیم متاسفانه بعد از سقوط چهار پله ای از رتبۀ اول به چهارم در دور قبل، بار دیگر با سقوط یک پله ای از چهارم به پنجم مواجه شدیم!!!! و هم اکنون با 696 رای در رتبۀ پنجم هستیم. حتی یک رای ارزشمند شما دوست عزیزی که تا به حال رای نداده اید می تواند کمک چشمگیری برای بالا رفتن رتبه در جدول باشد. پس لطفا هم اکنون برای ارسال پیامک اقدام کنید و به ما کمک کنید. رقابت نفس گیری در پیش است. از شما که همواره نهایت لطف را نسبت به ما داشته اید بی نهایت سپاسگزاریم. تا عید فطر هنوز هم مهلت هست و ما هنوز هم فرصت داریم و با کمک شما می توانیم باز...
14 مرداد 1392

ارزش ها

من اعتقاد دارم بعضی چیزها ارزشش را دارد.... ارزش دارد که به خاطر یک بستنی خودمان را برای مادرمان لوس کنیم... ارزش دارد وقتی دایی محسن مان لباس می پوشد و عزم بیرون رفتن می کند به دست و پایش بیفتیم تا ما را هم با خود دَدَررررر بِبَرَد... ارزش دارد که با وجود این که از دست آوینا خیلی شاکی هستیم، با او کنار بیاییم تا مادرش به زور اسباب بازی های او را به ما بدهد تا بازی کنیم... .... و البته کارهای ارزشمند زیاد است که می توانیم انجام دهیم... مثلا یکی از این کارهای ارزشمند این است که برای خوردن افطاری در کنار دوست محبوبمان آوینا، یک ساعت و نیم قبلا از افطار از شرق تهران راه بیفتیم و بعد از گرفتار شدن در ترافیک نزدیک افطار،...
11 مرداد 1392

ما را بفهمید...

آقا مادرمان را اصلا نمی فهمیم، شما چطور؟ ما که اصلا نمی توانیم مادرمان را در ک کنیم، و صد البته این مادرمان است که او نیز اصلاً ما را درک نمی کند... نزدیک غروب است و بابای ما هنوز به خانه مراجعت نکرده است. ما هم از صبح با مادرمان اوقات می گذراندیم و دیگر حسابی حوصله مان سر رفته است، آخر هر بازی که فکرش را بکنی انجام شده و ما به تکلیف خود عمل کرده ایم. آخر ما مجبوریم از صبح تا شب بازی کنیم و حیف است دمی بیاساییم!!! پس در منزل به دنبال مادرمان راهپیمایی می کنیم و هر از گاهی به دست و پایش می اُفتیم و اجازه نمی دهیم دست به سیاه و سفید بزند آخر ما بدجوری هوای مادرمان را داریم!!! تا اینکه کاسۀ صبر مادرمان لبریز می شود و نعره ای بر...
10 مرداد 1392

دبّه بازی...

در خانۀ ما چند روزی بود که گاه و بیگاه آب و برق قطع می شد و ما می ماندیم و چند تا دبه که باید می رفتیم از شیر آبی که در پارکینگ بود آب کِشی می کردیم... به دنبال آب کشی های مکرر این چند دبّه از انباری به خانۀ ما عزیمت کرد و شد رفیقِ شفیقِ اینجانب... بعد از برقراری آب باریکه به شرط صرفه جویی، ما دیدیم که این دبّه ها بد اسباب بازی های خَفَنی است... پس به شیوۀ خودمان به مادر بینوایمان امر کردیم که ما مالکِ دبه ها هستیم و هیچ کس اعم از قانونی و غیر قانونی حق دخل و تصرف در اموال ما را ندارد. آخر ما به کمک پدرمان قادریم بدجور از حقوقِ خودمان دفاع می کنیم... آخر بابای ما اصلا حوصلۀ نق زدنِ ما را ندارد و کافیست ما فقط کمی صدایمان را بلند کنی...
9 مرداد 1392

کمـــــــــــــــــــــــــک!!!

سلام به دوستان خوبم با آرزوی قبولی طاعات شما در شب های پر فیض قدر به اطلاع می رساند نتایج مسابقۀ جشنوارۀ تابستانی نی نی وبلاگ به روز رسانی شد. تعداد آراء من از 416 رای به 532 رای افزایش یافت؛ ولی با وجود این افزایش 116 رای رتبه در جدول از اول به چهارم سقوط کرد! اول از همه ممنونم از آراء ارزشمند شما دوستان خوبم دوم این که باز هم به کمک و پشتیبانی شما دوست عزیز به شدت نیاز دارم.   لینک جدول امتیازات دوستان عزیزم: رای گیری برای انتخاب نفرات برتر تا عیدفطر ادامه داره. شما دوست عزیز با ارسال رای، در قرعه کشی کارت هدیه یک میلیون ریالی نیز شرکت داده می شوید. پس لطفا با یه پیام ارزشمند 179 رو به 2...
7 مرداد 1392