دارم با خرسی کشتی می گیرم
بابام داره از تلوزیون مسابقات جام جهانی کشتی رو نگاه می کنه و منم کنارش نشستم دارم کیک می خورم. یهو احساس می کنم زور بازوم خیلی زیاده و باید تخلیه بشه. اول از همه به دور و برم نگاه میکنم تا یکی هم وزن و هم قد خودم پیدا کنم آخه نیست که همش میگن برو با هم قد خودت بازی کن...
آخشششششششششششش یکی هم قد خودم پیدا کردم و میخوام باهاش زور آزمایی کنم .... ببییییین.....

هم زمان دارم به تلوزیون هم نگاه می کنم تا از فن اساتید کشتی گیر هم استفاده کنم.....حالا خرسی رو میبرم بالا و بعد....

و حالا خرسی رو ضربه فنی می کنم......هورا........![]()

من پیروز شدم...نمیدونم چرا کشتی گیرهای تلویزیون اینقدر زور می زنند و عرق می ریزند این که اصلا کار سختی نیست من به راحتی خرسی رو خاک کردم...
حالا دارم از دل خرسی در میارم آخه من خیلی دل نازکم و تحمل دیدن غصه کسی رو ندارم.... خاطره جون مربی مهدم به مامانم گفته من چقدر دل نازکم!!!!.... وقتی یکی از بچه ها تو مهد گریه می کنه منم میزنم زیر گریه و سریع باهاش هم دردی می کنم. ..
.gif)
مامانم هر چی بهم میگه دل نازک نباشم فایده نداره آخه می ترسه اگه همین جوری پیش برم در آینده و تو اجتماع زیاد سرم کلاه بره به این صورت....
.gif)
دست خودم نیست دیگه چیکار کنم....



دارم با خرسی کشتی می گیرم
