چه طور مامان و .....
از دیروز که ویروسی شدم اصلا حالم خوب نیست و گر چه حالت تهوع دیگه ندارم ولی هنوز تب و قلنج و دل درد و .....![]()
امروز مامانم طبق معمول نشسته بود جلو لپ تاپ و داشت دسته گل هایی رو که من به آب داده بودم تو وبلاگم ثبت می کرد غافل از این که من در اتاق و بسته بودم و داشتم یه دسته گل تازه به آب می دادم.
تا این که در اتاق باز شد و رفتم سراغ مامان داشتم نگاهش می کردم که بهم گفت:" عزیز دلم قربونت بشه مامان که اینقدر بی حال شدی بیا بغلم"
منم که دیدم مامانم اصرار داره!!!!! رفتم بغلش و چشمتون روز بد نبینه....
اول از همه بی مقدمه مامانم و بوس کردم... اونم یه بوس اساسی....![]()
اونم منو بوسید و خندید و گفت:"اشکالی نداره پسرم بیا بریم عوضت کنم"![]()
حالا شما میگی بچه ها نمی فهمند. ببین ما تا چه حد می فهمیم.....تازه وقتی مریض و بی حالیم اینقدر می فهمیم دیگه خدا مواقع خوشی رو بخیر کنه...


چه طور مامان و .....