علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

♥♔ شیرین کاریهای علیرضا ♥♔

آوینا جان سه سالگیت سلامت...

آوینای عزیزم: ﻗﺼۀ ﻣﻦ و ﻏـﻢ ﺗﻮ ‫ﻗﺼۀ ﮔﻞ و ﺗﮕﺮﮔﻪ ‫ﺗﺮس بی ﺗﻮ زﻧﺪه ﺑﻮدن ‫ﺗﺮس ﻟـﺤﻈﻪﻫﺎی ﻣﺮﮔﻪ   ‫ای ﺑﺮای ﺑـﺎ ﺗﻮ ﺑﻮدن ‫ﺑﺎﻳﺪ از ﺑﻮدن ﮔﺬﺷﺘﻦ ‫ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺑـﻴـﺪاری ﮔﺮﻓﺘﻪ ‫ذﻫﻦ ﺧﻮاب آﻟﻮدۀ ﻣﻦ   ‫ﻫﻤـﻴﺸﻪ ﻣـﻴﻮن ﻗـﺎب ﺧﺎلی درﻫﺎی ﺑﺴﺘﻪ ‫ﻃﺮح اﻧﺪام ﻗﺸﻨﮕﺖ ﭘﺎك و روﻳﺎیی ﻧﺸﺴﺘﻪ ‫ﻛﺎش می شد ﭼﺸﺎم ﺑﺒﻴﻨﻦ ‫ﻃﺮح اﻧﺪام ﺗـﻮ داره ‫زﻧﺪه ﻣﻴﺸﻪ ﺟﻮن ﻣﻴﮕﻴﺮه ‫ﭘﺎ ﺗﻮی اﺗﺎق میذاره   ‫ﻛﺎش می شد ﺻﺪای ﭘﺎﻫﺎت ‫ﺑـﭙـﻴﭽﻪ ﺗـﻮ ﮔـﻮش داﻟﻮن ‫ﻃـﺮف داﻟـﻮن ﺑـﮕﺮده ‫ﺳﺮ آﻓﺘﺎ...
24 شهريور 1393
1612 13 34 ادامه مطلب

مسافر

ان شا اله امروز بعد از ظهر برای شرکت در " کنفرانس فیزیک ایران " که هفدهم تا بیستم شهریورماه در دانشگاه سیستان و بلوچستان (زاهدان) برگزار خواهد شد در معیت بابا و مادرمان روانۀ جاده خواهیم شد... چند روزی نیستیم و اطلاع رسانی مان از آن جهت است که دیگر بار شرمندۀ دوستانِ بهتر از جانمان نشویم و موجبات نگرانی شما خوبان را فراهم نیاوریم. سه شنبه بعد از ظهر و بعد از ارائۀ مقالۀ مادرمان در مسیر برگشت قرار خواهیم گرفت... تاریخچۀ شرکت مادرمان در کنفرانس های مختلف را قبلا در اینجا دیده ای... و البته هدف عمدۀ مادرمان از شرکت در کنفرانس های داخلی تجدید دیدار با دوستان قدیمی و اساتید دوران تحصیل نیز هست. بی خبری انسا...
16 شهريور 1393

سفر به قزوین

یکی بود یکی نبود... در زمان های قدیم آقا جانِ ما را خواهری بود و در نتیجه بابای ما را عمه ای... عمه ای که گرچه تنیِ آقا جانمان نبودند ولی آقا جانمان برای ایشان بس حرمت قائل بوده و هستند... گذرِ زمان و بازیِ روزگار عمه جانِ بابای ما را به قزوین کشاند و در آبیک مقیم کرد... در پی ورودِ آقاجان + مامان جان+ مهدی جان (عمو زاده مان) به منزلِ ما، طی برنامه ریزی های انجام شده و صرفاً جهت دیدار با عمه جانِ بابایمان ( و البته تعویض روحیه مان) پنج شنبه صبح علی الطلوع عازم قزوین شدیم... جمعه غروب از قزوین بازگشته ایم و به دنبالِ فرصتی مناسب جهت آپلود عکس های سفرمان هستیم... از آن جا که مادرِ ما از دارِ دنیا یک عادت خوب دارند و ه...
8 شهريور 1393
3053 19 30 ادامه مطلب

بودن

مادرمان از آن دسته از آدم هاست که معتقد است انسان ها به وقتِ درد نیازمندِ دردمند هستند و نیازمندِ همدل! و به وقتِ خوشی پُر بودنِ اطرافشان خوب است و نه لازم و نه واجب! می دانیم با خودت فکر کرده ای که همیشه همۀ انسان ها به وقتِ درد در اطرافِ دردمند هستند و البته ما حرفت را قبول نداریم... و انسان های زیادی را می شناسیم که به وقتِ خوشی کنارت هستند و به وقتِ درد و به وقتِ بیماری و به وقتِ سختی این تو هستی که باید تمام و کمالِ درد را با تمامِ وجودت تحمل کنی و عجیـــــــــــــب همدل و همزبان نمی یابی! و طبیعی ست! و به واسطۀ این خصلت بر هیچ کس ایرادی وارد نیست چرا که انسان برای شاد زیستن آفریده شده است و پُرواضح است که شرکت کردن در مجلس...
3 شهريور 1393
1298 11 34 ادامه مطلب

مراسم یادبود در تهران

مراسم هفتمین روز درگذشت برادر مجید کاظمی و سرکار خانم هوایی و فرزند عزیزشان، چهارشنبه 29 مرداد در مسجد النبی (ص) واقع در خیابان ستارخان، خیابان دریان نو، جنب پاساژ مفید، از ساعت 14 الی 15:30 برگزار خواهد شد. لطفا اطلاع رسانی کنید. ستاد توسعۀ فناوری نانو ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××...
28 مرداد 1393

آدمک!

لطفا اگر حال و هوای دلت خوب نیست همین حالا ضربدرِ بالای صفحه را بزن و از این صفحه خارج شو... چون با خواندنِ ادامۀ این پست، حالت بدتر از آن چه هست هم خواهد شد... ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× خوابیدی بدون لالایی و قـــــــــصه                         بگیر آسوده بخواب بی درد و غُصه دیگه کابوس زم...
26 مرداد 1393