حَسَنیِ خونۀ ما
حسنی به مکتب نمی رفت.... وقتی میرفت جمعه می رفت.... ببین زود قضاوت نکن... شاید من یه سری از کارهام شبیه حسنی باشه ولی خودت می دونی که هنوز به مرحلۀ درس و مکتب خونه نرسیدم.... و صد البته وقتی این همه آدم تو خونۀ ما و بهتر بگم تو آپارتمان ما هست که مستعد حسنی بودن هستند چرا من حسنی باشم؟؟؟ بیا ادامۀ مطلب تا سوتیِ بزرگ مامانم لبت و خندون کنه... چند وقته مامانم یه کاری رو تحویل گرفته و مقرر شده یه هفته ای تحویل بده و دیروز یک هفته تموم شده... و مامانِ من به علت دید و بازدید های این هفته دیروز تازه کار رو تموم کرده...و مثلِ امروز (یعنی 14 خرداد که بچه دبستانی ها هم می دو...











