سی و یک: پَر...
با نوروز و آمدنِ بهار و نو شدنِ طبیعت درست چهل روز فاصله مانده بود که در روزهای سردِ بهمن ماه دخترکی که الهام نام گرفت، به جمعِ سه نفرۀ خانوادۀ خود اضافه شد... دخترکی به ظاهر مظلوم و در باطن پر از هیاهو... با شیطنت هایی از جنس خودش... آرام و پرماجرا و بی دردِ سر برای اطرافیان... به رسم متولد بهمن بودن، ایشان علاقۀ زیادی به استقلال طلبی در همۀ امور داشتند و تا جایی که برایشان مقدور بود سعی می نمودند بار خود را بر دوش کسی نیندازند عادتی که هنوز هم بدجوری در وجود ایشان رسوخ نموده است هم بازی های دورانِ کودکی اش را خیلِ عظیمی از گل پسرها تشکیل می دادند نه این که فکر کنی گل دختر در اطرافشان نبوده، که بوده و خاله الهه مان دو سال بزرگ ت...









