سفرنامۀ علیرضا خان...
روز سه شنبه صبحِ عَلَی الطلوع به همراه آویناجانمان عازم ولایت شدیم... در طول سفر بسیار به ما خوش گذشت و بر خلاف همیشه که تنها این مسیرِ ده ساعته را با خستگی فراوان طی می کردیم این بار در معیت دوستانِ خوب سفر برایمان خیلی کوتاه شد... ابتدا به ولایت مادرِ آوینا جان رفتیم و از آن جا که بسیار مورد لطف خانوادۀ پدری واقع شدیم آقاجانمان به همراه خانم والده برای رساندنِ ما به ولایت آمدند دنبالمان... بعد از رسیدن به ولایت سرحال و شادان بودیم نیست که در طول مسیر حسابی خوابیده بودیم!! البته ما و آوینا جانمان خوابیده بودیم و سایرین بیدار بودند و مراقب.... روز تاسوعا را در خانۀ پدریِ بابایمان گذراندیم... قبل از ظهر با بابا و آقا جان سری ...











